International Journal of Industrial Engineering & Production Management (2013)

-144144-24523

February 2013, Volume 23, Number 4
pp. 431-445

http://IJIEPM.iust.ac.ir/

A Problem Solving Algorithm for Organizing Agent
Post-Studio Fashion of Filmmaking Projects

A. R. Tahsiri* & N. kheiri

Ahmad Reza Tahsiri, PhD, Systems and Control Engineering Dept, KNT University of Technology, Najme Kheiri, MS of industrial engineering, KNT University of Technology, najme.kheiri@gmail.com

Keywords 1ABSTRACT

Independent filmmaking,
Assignment problem,
Genetic algorithm,
Fuzzy numbers, Linguistic
variable,
Possibility theory As a consequence of recent enormous changes in all aspects of business and production environments a new requirements has been uprising within the filmmaking environment as well. In respect of such a condition, a new framework for managing the production of films was introduced to filmmaking industries, named post- studio method of filmmaking. While this framework has been widely accepted by the pioneers in Hollywood and the other related centers, it would be in need of some new complementary tools. These tools as a core competency of the organizing approach of the post studio filmmaking projects must be capable of responsively assisting the managers so that they can be able to assign a quantified agent to a specified task in an optimum way. This research is one of many attempts that occurred within the last decade to provide a set of consistent methodologies by which managers and producers be able to optimize the procedure of assignment of skilled human resource into the different tasks and activities within different steps of the production processes.
The main outcome of this study is an innovative problem solving algorithm (PSA) in a fuzzy – genetic environment which integrates the features from a number of disciplines for;
hierarchical searching the choices of decision and enumerating a number of pair “task- person” as possible options,
mathematical modeling of the options, responsively in a fuzzy environment,
delineating an optimum collection of options by solving the mathematical model with applying an integration of a fuzzy genetic algorithm into the theory of possibility,
designing a hierarchical fuzzy solutions environment in which the collection of optimum solutions are weighted based on their priority, and then, designating some necessary modules in MATLAB software environment to allow the managers to apply the problem solving algorithm (PSA)in a user friendly situation.
© 2013 IUST Publication, IJIEPM. Vol. 23, No. 4, All Rights Reserved

*
Corresponding author. Ahmad Reza Tahsiri Email: Tahsiri@kntu.ac.ir

طراحي يک الگوريتم حل مسأله براي سازماندهي عوامل توليد در روش فيلمسازي مستقل تحت شرايط غير قطعي
احمدرضا تحسيري* و نجمه خيري

کلمات کليدي چکيده:
-13715147

الگوريتم ژنتيک ،محيطهاي فازي، همزمان با تغيير و تحولات ساختاري محيطهاي تجاري و صنعتي که در قرن بيستم آغاز شد، صنعت نظريه امکان، تصميمگيري ، فيلمسازي، بعنوان بخشي مهم در گردش اقتصادي کشورهاي توسعه يافته، نيز مواجه با ضرورتهاي مسألهي تخصيص ، جديدي گرديد. بگونهاي که امروزه ،تهيهکنندگان، ناچار به استفاده از روشهايي براي سازماندهي يک سازماندهي عوامل توليد فيلم ، پروژه توليد فيلم هستند که قادر باشد سازگار با شرايط و ماهيت عدم قطعيت و تنوع کمي و کيفي فيلمسازي مستقل نهادههاي توليد، امکان ارائهي اقتصادي محصولات خود را در يک فضاي رقابتي داشته باشند. در مقاله حاضر، ضمن بررسي تحليليِ روند تاريخي توسعهي روشهاي توليد فيلم، مدل “فيلمسازي مستقل” که بر پايهي انعطافپذيري ساختاري شکل گرفته است ،به عنوان شيوهاي سازگار با تغييرات سريع بازار و تنوع تقاضاي مشتريان مورد توجه قرار گرفته است. مسأله محوري در سازماندهي روش فيلمسازي مستقل براي يک پروژه توليد فيلم چگونگي انتخاب نيروي انساني ماهر از بين افراد متخصصِ در دسترس، سازگار با ماهيت وظيفهاي که بايد انجام دهند، ميباشد. از اينرو، با توجه به نيازمنديهاي متفاوت و سطوح متعدد کيفيت تخصصي جهت انجام يک فعاليت مشخصِ تعريف شده، ضرورت طراحي يک روش مهندسي براي اختصاص مناسبترين فرد از مجموعه افراد متخصصِ قابل دسترس در محدوه-ي جغرافيايي مورد عمل، به عنوان مسأله اصلي تحقيق در اين مقاله تعريف گرديده است. نتيجهي نهايي؛ توسعه يک الگوريتم حل مسأله مبتني بر يک مدل رياضي با ضرايب فازي است، که طي آن از يک روش ترکيبي تحليل سلسله مراتبي و الگوريتم ژنتيک فازي براي پيکربندي تمامي گزينههاي ممکن “فرد- فعاليت” و سپس مدلسازي رياضي مسأله و حل مدل در محيطي توأم با عدم قطعيت استفاده شده است. فضاي پاسخ، با استفاده از نظريه امکان جهت محاسبه برتري نسبي اعداد فازي و ارائه مجموعه جوابهاي بهينه به صورت رجحان نسبي گزينههاي فازي طراحي شده است .در پايان کاربرد الگوريتم توسعه داده شده در شرايط واقعي و همچنين نحوه حل مدل رياضي و تحليل پاسخهاي بدست آمده، با استفاده از روش شبيهسازي عددي نشان داده شده است..
-1371558965

9. مقدمه9
امروزه سرعت فعاليتهاي تجاري افزايش پيدا کرده است، بازارها اغلب به سرعت پديدار شده و ناپديد ميشوند. براي پاسخگويي به
تاريخ وصول: 93/8/81 تاريخ تصويب: 93/2/19
*نويسنده مسئول مقاله: دکتر احمدرضا تحسيري ،عضو هيئت علمي گروه مهندسي کنترل و سيستم، دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي،
tahsiri@kntu.ac.ir
نجمه خيري، کارشناسي ارشد از دانشکده مهندسي صنايع، دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي، najme.kheiri@gmail.com
اين تغييرات، به نگرشهاي متفاوتي در امر سازماندهي، برنامه-ريزي و مديريت، نسبت به قبل، نياز است. پيشرفت در تکنولوژي اطلاعات، به سرمايهگذاران اين توانايي را ميدهد، تا تجربههاي کاري، ساختارهاي سازماني جديد، و حتي سبکهاي مديريتي نوين را به فاصلهي کمي بعد از معرفي، در اختيار داشته باشند و در نتيجه، کسب و کارشان را بهسرعت توسعه دهند]1[.
در اين فضا يکي از بارزترين صنايعي که با پشت سر گذاشتن موانع و مشکلات اوليه، توانسته خود را با شرايط جديد هماهنگ نمايد، صنعت فيلمسازي است. اين صنعت يکي از مهمترين بخشهاي اقتصاد در کشورهاي توسعهيافته ميباشد. به طور مثال صنعت سينما در ايالات متحده آمريکا در سال 8002، بالغ بر7/11 بيليون دلار درآمد مالياتي براي اين کشور به همراه داشته-است [8].
چگونگي مديريت سازگار صنعت فيلمسازي در شرايط جديد، نه تنها در انجمنهاي علمي و صنفي بلکه در محيطهاي دانشگاهي نيز با چالش همراه بوده و توجه محققان و تحليلگران متعددي را در سالهاي اخير به خود جلب کرده است. حاصل مطالعات و نتايج تجربي موجب تغيير پايهاي درساختار روشهاي مورد استفاده براي توليد فيلم شده است، گذار از مدل استوديويي اوليه )سرمايهگذاري توليدي بزرگ و مجتمع شده( به مدل فيلمسازي مستقل )شبکههاي عملياتي با اتصال آزاد( ،از اين دست توجهات است .
در حال حاضر نحوهي سازماندهي به شيوه فيلمسازي مستقل به نمونهاي منحصربهفرد در صنعت سينما تبديل شده و مطالعات قابل توجهي براي حل مسائل متفاوت اين شيوه در جريان است ]3- 1[.
کاربرد شيوهي فيلمسازي مستقل )در مقابل شيوهي استوديويي(، بدليل توانايي در ايجاد نوآوري، خلاقيت و رعايت اصول اقتصاداقتصادِ محصول، و سازگاري با شرايط محيطي، مورد توجه روز افزون قرار گرفته ]7[، به طوري که ميزان توليد فيلم به روش مستقل در ايالات متحده آمريکا بين سالهاي 1820 تا سال 8001 از 30% به 51% رشد نموده است [7]. اين رشد فزايندهي توليدات مستقل در طول سه دهه، حاکي از موفقيت تجاري اين شيوه نيز مي-باشد]2[.
محيط سازماني در روش فيلم سازي مستقل، شامل شبکههايي با مقياس کوچک از متخصصين بوده، که با هم در ارتباط هستند و بر اساس اصول ذيربط، به طور موقت گرد هم ميآيند و در يک پروژهي واحد در حالي که هر فرد وظيفه کاملاً معيني به عهده دارد ،متمرکز ميشوند. اين گروههاي نسبتاً مستقل، تا دستيابي به محصول مشخص، در کنار يکديگر باقي خواهند ماند و پس از اتمام پروژه، متفرق شده و هر يک به سمت پروژههاي ديگر مي-روند ]8، 1، 10[. امروزه بيش از 81000 بنگاه در شبکهي سراسري صنعت توليد فيلم ايالات متحده آمريکا مشغول به کارند ،که 81% از اين بنگاهها، کمتر از 10نفر کارمند ثابت دارند[8].
بر اساس نتايج مطالعات Cattani ،Ferriani و Baden-Fuller که در سال 8001 ميلادي منتشر شد؛ بر مبناي عملکرد صنعت توليد فيلم ايالات متحده آمريکا به عنوان بزرگترين و پيشرفته ترين صنعت فيلمسازي در دنيا ،براي دورهي زماني 1888 تا 8003، موارد زير به عنوان پيش فرضهاي پذيرفته شده براي سازماندهي و مديريت توليد فيلم در محيطهاي مدرن اعلام گرديد:
433
1.در صنعت فيلمسازي کنوني کيفيت نيروي انساني نه تنها درايجاد يک اثر خلاق، مؤثر است، بلکه در رسيدن به سطوح بالاتر موفقيتهاي تجاري نيز تأثيرگذار است.
8.منابع و امکانات، موفقيتهاي تجاري کمپانيهاي توليد فيلم را تسهيل ميکنند؛ اما به نظر ميرسد بر روي راندمان هنري کار اثري ندارند.
3.موفقيت تجاري کمپانيهاي توليد فيلم وابستگي بسيار بيشتري به کيفيت نيروي انساني دارد تا منابع و امکانات]11[.
همچنين Angus Finney بر اين عقيده است که در صنعت فيلمسازي، تهيهکننده به عنوان رهبر پروژه، کنترل بسيار کمي روي نتيجه کار دارد و لذا نقش عوامل توليد به عنوان کساني که فيلم را ميسازند، پر رنگتر ميشود[18].
در سالهاي اخير اغلب تهيهکنندگاني که به روش مستقل توليد فيلم روي آوردند براي انتخاب و سازماندهي عوامل توليد فيلم از روشهاي سعي و خطا مبتني برتجربه استفاده کرده و در اين بين بعضاً با افزايش هزينههاي مالي و عدم مطلوبيت در نتيجهي فعاليتهاي خود نيز روبرو بودهاند [13-11] بدينرو، سوال مرکزي در تحقيق حاضر؛ چگونگي سازماندهي بهينهي نيروي انساني، به عنوان يکي از پايههاي اساسي مديريت توليد در روش فيلمسازي مستقل، براي وظيفهاي که هر يک بايد در جريان توليد انجام دهد، قرار داده شد .
به منظور تشريح زمينهي پاسخگويي به اين سؤال و تبين شرايط پايه محيطي در تعريف مسألهي تحقيق، نحوه سازماندهي عوامل توليد در شيوه فيلمسازي مستقل در بخش 8 اين مقاله مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است .
در نتيجه، به دليل اينکه:
1- در فيلمسازي مستقل، تأمين نيروي انساني متکي به منابع داخلي نيست؛
8- تنوع و مشخصههاي مهارتي نيروي انساني در صنعت فيلم-سازي در مقايسه با ساير بنگاههاي تجاري ) که عموماً به سطوح و کيفيت تکنولوژي، منابع و ماشين آلات وابستگي دارند( از اهميت بالاتري برخودار است ،
3- مولفههايِ تصميمگيري ناشي از پارامترهاي متعددي نظير؛ سطوح کيفي متفاوت تخصصي در افراد، تعدد تخصص و مهارت در يک فرد و وجود استعدادهاي محلي و غير محلي است، 4- هر وظيفه داراي سطوح متفاوت نيازمنديهاي مهارتي کيفي و کمي است، و همچنين
1- تعاملات انساني )فردي و احساسي، اجتماعي، فرهنگي( بين عوامل توليد در طول فرآيند، داراي اثر قابل توجه در محصول هنري است.

434
مسأله انتخاب يک فرد مناسب جهت انجام يک فعاليت مشخص باپيچيدگي همراه است. لذا لزوم استفاده از ابزارهاي علمي و سيستماتيک براي پاسخگويي به اين که تهيهکننده چه کساني را از بين افراد متخصص قابل دسترس در محدودهي جغرافيايي مورد عمل خود، انتخاب کند تا بتواند يک تيم سازگار متناسب با نيازمنديهاي کمي و کيفي براي انجام فعاليتهاي تعيين شده و مشخص در توليد فيلم، داشته باشد، ضروري ميباشد.
تبيين مسألهي مذکور و ارائه راه حل سازگار براي پيکربندي گزينههاي ممکن فرد- فعاليت و انتخاب بهينهي عوامل توليد فيلم به عنوان مسأله تحقيق در اين مقاله تعريف گرديد، حاصل کار به طراحي يک الگوريتم حل مسأله مبتني بر يک مدل رياضي توسعه داده شده در فضاي فازي- ژنتيک، و ارائه يک الگوريتم ترکيبي براي حل مدل منجر شد.
در مدل تخصيص استاندارد که به منظور انتخاب n فرد به n فعاليت به کار ميرود، کارايي هر فرد براي هر کار تعيين مي شود ،)بدون در نظر گرفتن محدوديت( لذا تخصيص بهينه متعلق به جوابي است که بيشترين مقدار مجموع کارايي را داشته باشد .شرايط فضاي تعريف و همچنين حل اين مدل در اغلب مواقع با ماهيت مسائل واقعي منطبق نميباشد[31]، به علاوه با توجه به پيش فرضهاي مدل تخصيص استاندارد ،مبني بر قطعيت در عوامل، مدل و روابط بين آنها، محدوديتهايي براي بکارگيري در فضاي ديناميک و غير قطعي فعلي وجود دارد و نتايج حاصل از چنان مدلهايي قابليت اطمينان در شرايط موجود را ندارد ]15[.
Antonella Certa و همکارانش در سال8007 به منظور توسعه يک مدل تخصيص نيروي انساني چند هدفه، مدلهاي تخصيص نيروي انساني در مطالعات اخير را بررسي و دستهبندي نمودهاند .
در اين مطالعه، مدلهايي با سطوح تخصصي متفاوت افراد و همچنين مدلهايي نيز که متمرکز روي روابط بين افراد هستند ،طراحي و حل شدهاند .[38] در اين ميان دو مدل Shen و Herarra به فضاي مورد نظر در مسأله تحقيق حاضر نزديکتر است .shen مدل تخصيص چند معياره را با درنظر گرفتن سه معيار توانايي، روابط بين کارکنان و روابط بين فعاليت ها توسعه داده [33] و مدل تخصيص Herrara و Lopez محدوديت روابط بين کارکنان و شدت رابطه فعاليت ها را درنظر گرفته است. اين -مدلها در يک فضاي عمومي طراحي شدهاند[88] و بالتبع برخي از محدوديت هاي خاص مربوط به فضاي واقعي، در آنها اعمال نشده است .
در مقاله حاضر پارامترهاي مسأله با توجه به شرايط و خصوصيات فضاي مسأله و مشخصات سازماندهي نيروي انساني در فيلمسازي مستقل توسعه داده شده اند. و لذا مدل رياضي توسعه داده شده در الگوريتم حل مسأله در اين مقاله، با توجه به؛
لحاظ نمودن پيشفرضهاي مسأله در خصوص رفتار غيرقطعي پارامترهاي اصلي مسأله ،
استفاده از متغيرهاي توصيفي1، در فضاي فازي، و همچنين
استفاده از شکل مثلثي تابع عضويت جهت تبديل متغيرهاي توصيفي به اعداد فازي .
قادر است به عنوان يک مسأله تخصيص، پاسخهاي سازگار و مناسب با شرايط محيطي و چارچوب روش توليدي منظور شده در الگوريتم حل مسأله توليد کند.
بدليل غير خطـي و فازي بودن تابع هدف، مسأله NP-Hard بوده ]17، 1[ و لذا به علت پيچيدگي حاصل، از الگوريتم ژنتيک به منظور دستيابي به يک انتخاب بهينه استفاده گرديده است .
در نتيجه فازي بودن متغيرها و پارامترهاي مسأله، تابع برازش خود مقداري فازي پيدا خواهد کرد، و لذا يافتن بهترين مقادير تابع برازش، جهت انتخاب برترين جوابها، مورد توجه تکنيکي در روش بکار گرفته شده براي حل مدل است. به دليل حفظ ماهيت غيرقطعي فضاي مسأله و تامين فضاي فازي )حل( تصميمگيري براي دسترسي به پاسخ برتر، از نظريه امکان8 بهره گرفته شده است.
نظريه امکان، راهکاري جهت حفظ عدم قطعيت، هنگام مقايسهي اعداد فازي )خصوصا در مواقعي که همپوشاني دارند(، فراهم مي-آورد )پيوست1(. اين نظريه اولين بار توسط پروفسور لطفعلي عسکرزاده در سال 1872 ميلادي در امتداد نظريه مجموعه هاي فازي و منطق فازي ارائه شد[80، 18].
بنابراين الگوريتم حل مسأله مبتني بر اين مدل قادر است در فضاي فازي راه حل فرا ابتکاري براي جستجوي احتمالي پاسخها ارائه دهد، که با توجه به ماهيت متغيرهاي توصيفي استفاده شده در مدل، ابزاري مناسب در اختيار تهيهکنندگان فيلم براي تصميمگيري بهينه در جريان سازماندهي عوامل توليد، قرار خواهد داد.
در مدل رياضي توسعه داده شده به دليل بهرهگيري از نظريه امکان و محاسبه درجه امکانپذيري، نتيجهي حاصله به صورت مجموعهاي رتبهبندي شده از حلهاي بهينه است. اين روش به تهيهکننده اين امکان را ميدهد که جواب مطلوب خود را از ميان مجموعه جواب حاصله انتخاب نمايد؛ بنابراين نتيجه نهايي مدل ،با شرايط محيطي فيلمسازي مستقل )انعطافپذيري و عدم قطعيت( سازگاري دارد.
با توجه به مطالعات شبيهسازي انجام گرفته در اين مقاله ،نتايج حاصل از مدل در محدودهي عملکرد خود قابل اطمينان است و
1 -Linguistic variable
ميتوان انتظار داشت به طور سازگار نظرات و اهداف تهيهکننده راارضاء نمايد.
در بخش دو اين مقاله روش سازماندهي در فيلمسازي مستقل شرح داده شده است، در بخش سه مسألهي انتخاب عوامل توليد فيلم در فيلمسازي مستقل به طور کامل تحليل و تشريح ميگردد .مدلي رياضي سازگار به عنوان پايهي الگوريتم حل مسأله، در بخش چهار طراحي شده است. در بخش پنج به حل مدل مذکور توسط الگوريتم ژنتيک پرداخته ميشود. ارزيابي عملکرد مدل با استفاده از شبيهسازي عددي در بخش ششم ارائه شده و نتيجه-گيري در بخش هفتم آورده شده است .

6. سازماندهي عوامل توليد در فيلمسازي مستقل
9-6. روند تاريخي تحول سازماندهي در صنعت فيلمسازي متناسب با تغيير روند اقتصادي و اجتماعي، دورههاي مختلف توليد، سازماندهي و مديريت توليد فيلم ظهور کردند. از شاخص-ترين دورهها در صنعت فيلمسازي، دورهي استوديويي1 با شيوهي توليد استوديويي و پس از استوديويي8 با شيوهي توليد مستقل ميباشد. در نمودار1 دوران تاريخي هر يک از اين شيوهها نشان داده شده است.

نمودار 9. شيوههاي فيلمسازي در دورههاي مختلف.

در دههي 1810 صنعت فيلم، دستخوش تغييرات شد. اندازهي نيروي کاري کاهش يافت، اغلب کارها به پيمانکاران سپرده شد )برونسپاري( و شرکتهاي توليد فيلم ناچار به فعاليت، در محيطهاي رقابتي توأم با عدم قطعيت بودند ]81[. در طي دو دهه از 1810 تا 1870، نحوهي برنامهريزيهاي توليد فيلم ،بتدريج از شيوهي سلسلهمراتبي به روش برنامهريزي تيمي تبديل شد که در آن بطور عمده، تأمين نيروي انساني مورد نياز صرفاً متکي به منابع داخلي نبود و تهيهکننده با گزينههاي متفاوتي که بصورت شبکهاي از افراد حقيقي مرتبط طراحي شده بودند، روبرو بود ]88-81[. اين روش که به”روش فيلمسازي مستقل”
1 – Studio
434
شناخته شده است، تا اواسط دهه 1820 به رشد خود رسيد و هماکنون مراحل تکوين محتوايي خود را طي ميکند.

6-6. مدلهاي سازماندهي
به طور کلي مدلهاي سازماندهي و مديريت را ميتوان به سه مدل متفاوت دستهبندي نمود: مدلهاي “فرد محور”، بر تواناييهاي فردي کارکنان تأکيد دارد )ساخت و توليد کارخانه-اي(. درحالي که تأکيد مدلهاي “پروژه محور” عمدتاً بر تکنولوژي ميباشد )برنامهريزي مبتني بر تکنولوژي در پروژههاي اجرايي(، مدلهاي “تيم محور” بر سازماندهي افراد تأکيد دارند.

جدول 9. مقايسه مدلهاي سازماندهي
تيم محور پروژه محور فرد محور مدل سازماندهي
فيلمسازي مستقل پروژه کارخانه نمونه کسب وکار
سازماندهي-
تيمهاي تيمها تکنولوژي-تيمپروژه افراد تأکيد
Collaboration Cooperation Coordination نوع همکاري
المپيک بسکتبال فوتبال بيسبال نمونه ورزشي

در جدول 1 تفاوت بين مدلهاي سازماندهي و همچنين نوع همکاري بين افرادِ هر مدل آورده شده است. در مدل سازماندهي فرد محور ،کافي است بين افراد سازمان هماهنگي1 وجود داشته باشد و نيازي به اشتراک گذاردن ارزشها و حتي درک اهداف و چشماندازها نيز وجود ندارد. در مدلهاي پروژه محور، افراد با هم تعاون5 داشتِه و اطلاعات و دانشي که بيواسطه از قبل و يا بعد از يک فعاليت دسته جمعي ميآيند، به اشتراک گذاشته ميشوند، اما در مدلهاي سازماندهي تيم محور افراد سازمان با يکديگر همکاري داشته و تمامي افراد نسبت به پستها و نقشهايي که در کل مراحل کار وجود دارد، درک کاملي دارند، تا بتوانند در قالب يک تيمِ هماهنگ و موفق عمل کنند .در اين مدل توافق مشترک روي استراتژي کلي به اشتراک گذاشته ميشود.
شيوهي مديريتي در فيلمسازي مستقل نمونهي شفاف و منحصر به فرد از مدل سازماندهي تيم محور است. اين مدل، نه تنها از مدل “مديريت پروژه” پيروي نکرده، بلکه از مدل” مديريت
432
تيم”، استفاده مينمايد، مدلي که افراد براي همکاري هرچهبيشتر، پاداش دريافت ميکنند ]1[.
شيوههاي توليدي مدرن معمولاً بر حسب اندازهي عناصر تشکيل دهندهي آن و استانداردسازي )تغييرپذيري( خروجيهايش دسته-بندي ميشود، همانگونه که در نمودار8 نشان داده شده است، از نظر اندازه و استانداردسازي، شيوهي توليد استوديويي به توليد انبوه بسيار نزديک بوده و شيوه توليد مستقل به توليدات انعطاف پذير شباهتهاي بسياري دارد] 85[.

نمودار6. مقايسه سازماندهي روشهاي استوديويي و مستقل از نظر اندازه و استانداردسازي

در جدول 8 مقايسهاي بين فيلمسازي به شيوهي استوديويي و مستقل با شرايط کسب و کار در عصر حاضر انجام شدهاست.

جدول 6. مقايسه روش فيلمسازي استوديويي و مستقل با شرايط عصر حاضر.
شرايط عصر
حاضر فيلم سازي مستقل فيلم سازي
استوديويي موضوع
توجه به رضايت مشتري محصول فرآيند تأکيد
عدم قطعيت غير قطعي قطعي قطعيّّت
برون سپاري کوتاه مدت بلند مدت نوع استخدام
تغييرات شرايط بازار غير
سلسله مراتبي سلسله مراتبي سازماندهي
تغييرات تقاضاي مشتريان زياد کم تنوع توليد
تنوع بازار زياد کم خلاقيت

بنابر مقايسهي صورت گرفته، به وضوح ميتوان مشاهده نمود که شيوهي استوديويي با شرايط و نوع کسب و کار در قرن کنوني سازگاري نداشته و فيلمسازان براي بقا در اين بازار رقابتي ناچار به بکارگيري شيوهي جديدتر، انعطافپذيرتر و پوياترِ فيلمسازي مستقل هستند]1[.
3. شرح مسألهي تحقيق براي انتخاب عوامل توليد فيلم در شيوه فيلمسازي مستقل
9-3. فضاي مسأله تحقيق
پيش فرضهايي که از ساختار عملياتي توليد فيلم به روش مستقل، استخراج شده و در جريان مدلسازي، فضاي مسألهي تحقيق را تعريف ميکنند در ذيل آورده شده است:
افراد حقيقي و يا حقوقي، از طريق يک قرارداد کوتاه مدت بهکار گرفته ميشوند و پس از انجام پروژه و يا کار مورد نظر ،به سمت کارها و پروژههاي فيلمسازي ديگر ميروند.
اغلب افراد دردسترس، تک تخصصي نبوده و در انجام بيش از يک فعاليت توانا هستند، ولي سطح توانايي افراد در انجام يک فعاليت متفاوت است.
از استعدادهاي )افراد( محلي و حتي خارجي براي انجام فعاليتهاي توليد فيلم، ميتوان استفاده نمود. به عبارت ديگر محدوديت جغرافيايي براي استفاده از افراد )استعدادها( وجود ندارد.
انتخاب افراد همسو و هماهنگ مورد تأکيد است؛ لذا به-کارگيري افرادي که قبلاً کار مشترک و موفق داشتهاند و يا رابطهي کاري و اجتماعي خوبي با يکديگر دارند، اولويت بيشتري دارد.
براي انجام هر فعاليت يک نفر و همچنين هر نفر، براي انجام يک فعاليت در نظر گرفته ميشود.
فعاليتها و يا پستها در فرآيند توليد فيلم، داراي اهميتي متفاوت ميباشند .

6-3. ابعاد مسأله تحقيق
دو بعد “توانايي” و “ارتباط” افراد در مسألهي تحقيق مورد توجه است. بنابراين ضروري است، براي فعاليت مهمتر، فردي که درانجام آن فعاليت، توانايي بالاتري دارد انتخاب گردد. اگر براي تمامي فعاليتها افراد با سطح توانايي مطلوب قابل دسترس باشند، بهترين حالت رخ داده است .
همچنين، با توجه به اينکه، انتخاب افراد در قالب يک تيمِ هماهنگ و همسو حائز اهميت ميباشد، بنابراين بايد افراد با رابطهي بهتر، براي فعاليتهايي که در طول انجام پروژه داراي شدت ارتباط بيشتري هستند، انتخاب گردند. اگر تمامي افراد انتخابي، قبلاً با هم کار مشترک و موفقي را انجام داده باشند و يا رابطهي کاري خوبي داشته باشند، مطلوبترين حالت رخ داده است .
علاوه بر اينکه ارتباطات بين افراد در تيم ميبايست، مطلوب باشد، رابطهي بين افراد تيم و تهيه کننده نيز مورد توجه است.
3-3. اهداف مسأله تحقيق
با توجه به ابعاد مسألهي تحقيق که در قسمت قبل بررسي گرديد ،و همچنين شرايط مسأله در روش توليد مستقل فيلم، هدف اصلي مسأله مبني بر سازماندهي سازگار عوامل توليدي، به هر شيوهاي که انجام شود، بايستي دربرگيرنده دو مولفهي زير باشد:
1. انتخاب افراد با توانايي بالاتر براي فعاليتها، به ترتيب اهميت هر فعاليت در فرآيند توليد فيلم. معيارهاي تعيين اهميت توسط تهيهکننده مشخص ميشود.
8. انتخاب افراد براي فعاليتهاي متفاوت، با لحاظ نمودن درجه اهميت هماهنگي و همسويي افراد متناسب با ترتيب شدت ارتباط فعاليتها.

بدينرو، طراحي يک الگوريتم حل مسأله که قادر باشد در فضاي فازي موارد فوق را به طور سازگار و يکپارچه در چارچوب شرايط توليدي فيلمسازي مستقل انجام دهد، هدف اساسي اين تحقيق است. اجزاي هدف مذکور در اين مقاله توسعه روش سيستماتيک علمي متناسب براي انجام موارد زير تعيين شده است:
1- تعريف حدود مسأله در يک محيط توليدي و تعيين سيستماتيک تمامي گزينههاي ممکن براي تخصيص فرد به فعاليت
8- تعيين پارامترهاي تعريف کننده گزينهها، شرايط محيطي و روابط آنها
مدل سازي رياضي مسأله
حل سازگار مسأله در فضاي فازي و تحليل جوابها براي تصميم سازي بهينه

4-3. وضعيتهاي خاص در مسأله تحقيق با توجه به شرايطي که در فضاي مسأله بيان شد؛ ممکن است تعداد نيروي انساني قابل دسترس در محدودهي جغرافيايي مورد عمل، بيشتر يا حداقل مساوي تعداد پستهاي موجود باشد ،متناسب با آن، با يکي از دو حالت تخصيص يا انتخاب در فضاي مسأله براي مدل نمودن مواجه ميباشيم.

 مسألهي تخصيص9
در اين مسأله، فرض بر اين است که تعداد افراد با تعداد پستها برابر است و مسأله اصلي تخصيص افراد به پستها ميباشد ،بگونهاي که هيچ فردي نباشد که براي انجام فعاليتي انتخاب نشده باشد.
1 – Assignment
434
 مسألهي انتخاب6
در اين گونه از مسائل، تعداد افراد قابل دسترسي از تعداد پستها بيشتر است. و در اين جا انتخاب افراد مناسب و سپس تخصيص آن ها به فعاليتها، مورد نظر است .

4. مدل رياضي
مدل انتخاب عوامل توليد فيلم براي شيوهي فيلمسازي مستقل، ارئه شده در اين مقاله، داراي 10 پارامتر اصلي منطبق با شرايط مسأله است که هر يک از آن ها در سطوح متفاوتي نياز به اطلاعات ورودي دارند، در جدول 3 متغير و پارامترها، و در ذيل ،نحوهي ارتباط آن ها با همديگر در تشکيل ساختار کلّيّ مدل تشريح شده است.

9-4. تعريف متغيرهاي مسأله و پارامترهاي فازي متناظر
به منظور امکان قبول يا رد فرد i ام براي فعاليت j ام متغير xij به صورت صفر يا يک در نظر گرفته شده است. کميت متناظر متغير صفر يا يک در هر مورد از تخصيص در مدل با اعمال ضرائب فازي که در زير تعريف ميشود، موقعيت فضاي مسأله را مشخص ميکند.
~
مبناي امتيازدهي به دو عامل اصلي توانايي افراد) Pc ( و ارتباط
~
بين افراد) Pr ( بر اساس نظر تهيهکننده خواهد بود.
نظر به اينکه در شيوهي فيلمسازي مستقل، افراد تک تخصصي نيستند، پارامتر) LUij( براي تعيين توانايي هر فرد در هر فعاليت طراحي شده است. به علاوه در اين محيط افراد در تخصصهاي
~
مختلف تواناييهاي متفاوتي دارند، لذا پارامتر) PLij ( به منظور ثبت امتياز توانايي هر فرد در هر فعاليت به طور ماتريسي در نظر گرفته شده است.
در صنعت فيلمسازي فعاليتهاي مختلف در توليد يک اثر موفق اهميتهاي متفاوت دارند، بنابراين در اين مدل تهيهکننده
~
قادر است، فعاليتها را بر حسب درجهي اهميتشان) PU j ( امتيازدهي نمايد.
از آنجايي که در شيوهي فيلمسازي مستقل افراد به طور تيمي و با تعاملات بسيار با تهيهکننده کار ميکنند، نظر تهيهکننده در مورد افراد و ميزان ارتباطي که با هر کدام ميتواند برقرار کند
)

(، به عنوان يک پارامتر در مدل آورده شده است.
در شيوهي فيلمسازي مستقل تعاملات و ارتباطاتي که فعاليت-ها در طول فرايند توليد با يکديگر دارند، زياد ولي شدت آنها

2 – Selection
438
متفاوت است و لذا پارامتر شدت رابطه فعاليتها) RU~ jk ( بهمنظور انتخاب افراد با ارتباط قويتر براي فعاليتهايي که ارتباطات بيشتري با هم دارند، تعريف شده است.
 همچنين ميزان رابطه افراد با يکديگر به صورت پارامتر) RL~is ( در مدل آورده شده است.

6-4. مدلسازي رياضي در فضاي فازي مدل زير با توجه به مؤلفههاي شرايط عدم قطعيت و همچنين چارچوبهاي تعريف شده براي محيطهاي توليدي مورد نظر، يک نمايش رياضي از پارامترهاي مسأله و شرايط و روابط فازي بينآنها را فرموله نموده است. حل سازگار اين مدل در فضاي مسأله ) در قسمت 1 آمده است( ميتواند تخصيص بهينهي فرد- فعاليت مورد نياز يک محيط توليدي فيلم سازي مستقل را فراهم آورد.

(
1
)

(

1

)



قیمت: تومان


پاسخ دهید